🔴تاجری بودعقیم. هرچه زن می گرفت بچه اش نمی شد و زنها را روی ...

😜 خمپاره 😜

هیچ میدونی ؟؟
این ربات : TGPSBOT
روزانه بسیاری از هموطن هامون رو با هم آشنا می کنه !!
رایگان هست ؛ همین الان عضو شو !!
A..a
A..a
دختر | سن : 14 | محبوبیت : 10
شهر : آمل
👑~√•®®®•√~👑
👑~√•®®®•√~👑
دختر | سن : 13 | محبوبیت : 1
شهر : تهران
Sara...
Sara...
دختر | سن : 16 | محبوبیت : 15
شهر : تهران
🔴تاجری بودعقیم. هرچه زن می گرفت بچه اش نمی شد و زنها را روی اصل نزاییدن با زور طلاق می داد. بعد از اینکه چند زن گرفت و طلاق داد، دختری را عقد کرد. این دختر مادری داشت آتشپاره و خیلی زرنگ. دختر که به خانه تاجر رفت یک هفته بعد از آن مادرش قدری خمیر درست کرد و روی شکم دخترش گذاشت و رویش پوست کشید و به دختر گفت:« هروقت که تاجر به خانه آمد به او بگو من بچه دار هستم.»😳 دختر گفت:« مادرجان، من که بچه ندارم. تو قدری خمیر روی شکم من گذاشته ای. من چطور بگویم بچه دارم؟»😱
مادرگفت:« نترس بچه خمیره، خدا کریمه» و هر طوری بود دختر را متقاعد کرد.

تاجر که شب به خانه آمد، ....
ادامه در لینک زیر🤗👇👇👇
تاریخ : 1397/05/24 | بازدید این مطلب : 5

🔴تاجری بودعقیم. هرچه زن می گرفت بچه اش نمی شد و زنها را روی اصل نزاییدن با زور طلاق می داد. بعد از اینکه چند زن گرفت و طلاق داد، دختری را عقد کرد. این دختر مادری داشت آتشپاره و خیلی زرنگ. دختر که به خانه تاجر رفت یک هفته بعد از آن مادرش قدری خمیر درست کرد و روی شکم دخترش گذاشت و رویش پوست کشید و به دختر گفت:« هروقت که تاجر به خانه آمد به او بگو من بچه دار هستم.»😳 دختر گفت:« مادرجان، من که بچه ندارم. تو قدری خمیر روی شکم من گذاشته ای. من چطور بگویم بچه دارم؟»😱 مادرگفت:« نترس بچه خمیره، خدا کریمه» و هر طوری بود دختر را متقاعد کرد. تاجر که شب به خانه آمد، .... ادامه در لینک زیر🤗👇👇👇