شیخی بار گندم خویش به آسیاب برد. آسیابان که بیوه زنی بود گفت ...

صدای زندگی 🔊

هیچ میدونی ؟؟
این ربات : TGPSBOT
روزانه بسیاری از هموطن هامون رو با هم آشنا می کنه !!
رایگان هست ؛ همین الان عضو شو !!
وحید
وحید
دختر | سن : 26 | محبوبیت : 0
شهر : رشت
هانیه🥀
هانیه🥀
دختر | سن : 19 | محبوبیت : 5
شهر : همدان
Sh:kh
Sh:kh
دختر | سن : 37 | محبوبیت : 2
شهر : همدان
شیخی بار گندم خویش به آسیاب برد.
آسیابان که بیوه زنی بود گفت:
2 روز دیگر آردها آماده است،

شیخ با لحنی آمرانه گفت:
گندم مرا زودتر آرد کن وگرنه دعا میکنم
خرت (که سنگ آسیاب را می‌چرخاند)
تبدیل به سنگ شود.

زن (آسیابان) در جواب گفت:
اگر نفسی به این گیرایی داری،
دعا کن گندمت آرد شود، خر را ول کن!

ای کاش ما بجای اینکه برای همه آرزوی
مرگ بکنیم برای خوشبختی
خویش نیز دعائی بکنیم 🙏🏻

@LifeC0m 👈🏻 کانال صدای زندگی
تاریخ : 1397/07/28 | بازدید این مطلب : 9

شیخی بار گندم خویش به آسیاب برد. آسیابان که بیوه زنی بود گفت: 2 روز دیگر آردها آماده است، شیخ با لحنی آمرانه گفت: گندم مرا زودتر آرد کن وگرنه دعا میکنم خرت (که سنگ آسیاب را می‌چرخاند) تبدیل به سنگ شود. زن (آسیابان) در جواب گفت: اگر نفسی به این گیرایی داری، دعا کن گندمت آرد شود، خر را ول کن! ای کاش ما بجای اینکه برای همه آرزوی مرگ بکنیم برای خوشبختی خویش نیز دعائی بکنیم 🙏🏻 @LifeC0m 👈🏻 کانال صدای زندگی