شاید هم تمام آن چه ما نمی دانیم و کسی به ما یاد نمی دهد، اصل ...

کاف

هیچ میدونی ؟؟
این ربات : TGPSBOT
روزانه بسیاری از هموطن هامون رو با هم آشنا می کنه !!
رایگان هست ؛ همین الان عضو شو !!
❤M.B❤
❤M.B❤
دختر | سن : 17 | محبوبیت : 3
شهر : قرچک
Akbar .
Akbar .
دختر | سن : 25 | محبوبیت : 1
شهر : سبزوار
:)
:)
دختر | سن : 19 | محبوبیت : 0
شهر : کرج
شاید هم تمام آن چه ما نمی دانیم و کسی به ما یاد نمی دهد، اصل عدم قطعیت است. این که واقعیت جاری در هیچ لحظه ای و هیچ واقعه ای، قطعا آن چه می بینی و حتی آن چه باور داری نیست. این که دوستت دارمی که می شنوی الزاما صادقانه گفته نشده، این که عذاب دوری که به جان خریده ای آنقدر هاکه وانمود میکنی سخت نیست، این که دلتنگی می تواند نقابی باشد برای پنهان کردن دردهای مهمتر، این که اشک‌ها الزاما از ابرهای دلت نمی بارند و ممکن است به سادگی ابزاری باشند برای ربودن دلت و آماده کردنت برای زخمی دیگر و عمیق تر. و شاید همه اینها نباشند. می بینی؟ تاریکی واقعیت ندارد، و هرچه هست فقدان نور است. همینقدر عجیب و غریب است دنیا. این که بودن هیچکس قطعی نیست، این که رفتن هیچکس قطع نیست. نه، یادمان ندادند اصل های مهمتر زیستن را. مثلا این که لحظه را دریابی، لحظه را، که تنها واقعیت جاری در زندگی است.
بلد نیستیم. گم می شویم، گاهی در خوشی، گاهی در غم. مادربزرگ می گفت آدمیزاد می‌تواند در یک استکان چای غرق شود. نسل ما لاقل بلد نیست. در دنیا گیج است. پسرک سرگردانی است که در محله جدید جایی را نمی شناسد، و در همه کوچه ها گم می شود...

👤 حمید سلیمی

artikal
تاریخ : 1397/05/23 | بازدید این مطلب : 9

شاید هم تمام آن چه ما نمی دانیم و کسی به ما یاد نمی دهد، اصل عدم قطعیت است. این که واقعیت جاری در هیچ لحظه ای و هیچ واقعه ای، قطعا آن چه می بینی و حتی آن چه باور داری نیست. این که دوستت دارمی که می شنوی الزاما صادقانه گفته نشده، این که عذاب دوری که به جان خریده ای آنقدر هاکه وانمود میکنی سخت نیست، این که دلتنگی می تواند نقابی باشد برای پنهان کردن دردهای مهمتر، این که اشک‌ها الزاما از ابرهای دلت نمی بارند و ممکن است به سادگی ابزاری باشند برای ربودن دلت و آماده کردنت برای زخمی دیگر و عمیق تر. و شاید همه اینها نباشند. می بینی؟ تاریکی واقعیت ندارد، و هرچه هست فقدان نور است. همینقدر عجیب و غریب است دنیا. این که بودن هیچکس قطعی نیست، این که رفتن هیچکس قطع نیست. نه، یادمان ندادند اصل های مهمتر زیستن را. مثلا این که لحظه را دریابی، لحظه را، که تنها واقعیت جاری در زندگی است. بلد نیستیم. گم می شویم، گاهی در خوشی، گاهی در غم. مادربزرگ می گفت آدمیزاد می‌تواند در یک استکان چای غرق شود. نسل ما لاقل بلد نیست. در دنیا گیج است. پسرک سرگردانی است که در محله جدید جایی را نمی شناسد، و در همه کوچه ها گم می شود... 👤 حمید سلیمی artikal