♐️ #حکایت_شبانه داستانی از «كليله دمنه»... سگی از کنار شیری ...

تهران تل

هیچ میدونی ؟؟
این ربات : TGPSBOT
روزانه بسیاری از هموطن هامون رو با هم آشنا می کنه !!
رایگان هست ؛ همین الان عضو شو !!
*zarii*
*zarii*
دختر | سن : 25 | محبوبیت : 7
شهر : اراک
😭فاطمه😭
😭فاطمه😭
دختر | سن : 30 | محبوبیت : 2
شهر : شهریار
♥선글라스♥
♥선글라스♥
دختر | سن : 18 | محبوبیت : 9
شهر : تهران
♐️ #حکایت_شبانه

داستانی از «كليله دمنه»...
سگی از کنار شیری رد می شد، چون شیر را خفته دید طنابی آورد و شیر را محکم به درختی بست. شیر بیدار که شد سعی کرد طناب را باز کند اما نتوانست…
در همان هنگام خری در حال گذر بود، شیر به خر گفت: اگر مرا از این بند برهانی، نیمی از جنگل را به تو می دهم، خر ابتدا تردید کرد و بعد طناب را از دور دستان شیر باز کرد.
شیر چون رها شد، خود را از خاک و غبار خوب تکاند، به خر گفت: من به تو نیمی از جنگل را نمی دهم.
خر با تعجب گفت: ولی تو قول دادی.
شیر گفت: من به تو تمام جنگل را می دهم زیرا در جنگلی که شیران را سگان به بند کشند و خران برهانند دیگر ارزش زندگی کردن ندارد...

اخبار لحظه‌ای #تهران 👇
https://telegram.me/joinchat/DZAx9j7hwkhsR4mVBSY-zw
تاریخ : 1397/09/25 | بازدید این مطلب : 11

♐️ #حکایت_شبانه داستانی از «كليله دمنه»... سگی از کنار شیری رد می شد، چون شیر را خفته دید طنابی آورد و شیر را محکم به درختی بست. شیر بیدار که شد سعی کرد طناب را باز کند اما نتوانست… در همان هنگام خری در حال گذر بود، شیر به خر گفت: اگر مرا از این بند برهانی، نیمی از جنگل را به تو می دهم، خر ابتدا تردید کرد و بعد طناب را از دور دستان شیر باز کرد. شیر چون رها شد، خود را از خاک و غبار خوب تکاند، به خر گفت: من به تو نیمی از جنگل را نمی دهم. خر با تعجب گفت: ولی تو قول دادی. شیر گفت: من به تو تمام جنگل را می دهم زیرا در جنگلی که شیران را سگان به بند کشند و خران برهانند دیگر ارزش زندگی کردن ندارد... اخبار لحظه‌ای #تهران 👇 https://telegram.me/joinchat/DZAx9j7hwkhsR4mVBSY-zw